|
کم نامه ی خاموش برایم بفرست
از حرف پرم گوش برایم بفرست
دارم خفه می شوم در این تنهایی
لطفن کمی آغوش برایم بفرست
   
خوش خط و تمیز و شیک عاشق شده است
افتاده به جیک جیک عاشق شده است
یک قلب کشیده است و تیری در آن
خودکار سیاه بیک عاشق شده است
   
من این همه از فروغ اگر می گویم
از کاهش بند و یوغ اگر می گویم
حرف دل من خدا وکیلی عشق است
من کور شوم دروغ اگر می گویم!
   
یک عمر فقط کهنه و نو شد دل من
در بین زباله ها ولو شد دل من
له گشت به زیر پایتان رهگذران!
در شهر شما پیاده رو شد دل من
   
بنویس که عشق آخرم باران است
این چتر همیشه بر سرم باران است
بگذار که پاک آبرویم برود
بنویس که دوست دخترم باران است
   


|