تبليغاتX

ღღღ.•* *•. تلاطم عشق .•* *•.ღღღ
درد و دل
آثار بجا مانده از گل رز
دوستان عزیزم
دوستان عاشق
موضوعات
خبر نامه:
جستجو گر:
آهنگ:
آمار وب:
كارت پستال روز:
لوگو دوستان
كدهاي جاوا
شبی در .... .

 

 TinyPic image

 

شـبـی دیگر هم سپری شــد

صدای کلاغـهـا بلـندتـر می شـود

هر دو روی بالـش دیگر گرم شــده ...

دیـشـب را هم نخوابـیـده ام

حتی فکر خواب هـم دیگر دیـر است !

نسیـم نرم و نابهنگام پایـیـزی می وزد

و با خود خبری تـلـخ از دور دستها می آورد :

او زنـده است و نفس می کـشــد !

اما غـمـی در دل نـدارد ...

 

 

 

TinyPic image

 

از خداوند خواستم تا عـادتـهای زشـتـم را ترک دهـد ...

خداوند فرمود : خودت بايد آنها را رها كنی !

 

از او خواستم لااقل به من صبر عطا كند !

فرمود : صبر، حاصل سختی و رنج است ، عطا كردنی نيست بلکه آموخـتـنـی است ...

 

گفتم : پس مرا خوشبخت کن !

فرمود : نعمت از من ، خوشبخت شدن از تو...

 

از او خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نـكـنـد !

فرمود : رنج از دلبستگـیـهای دنيايی جدا و به من نزدیکـتـرت میکـنـد ...

 

پس از او خواستم تا روحم را رشد دهد ...

فرمود : نه ، تو خودت بايد رشد كنی ، من فقط شاخ و برگ اضافـيـت را هرس می كنم ، تا

بارور شوی  ...

 

از خدا خواستم حداقل كاری كند كه از زندگی لذت كامل ببرم ...

فرمود : برای همين كار من به تو زندگی داده ام !

 

نا امیدانه از خدا خواستم كمكم كند تا همان قـدر كه او مرا دوست دارد ، من هم ديگران  را

دوست بدارم ...

خداوند فرمود : بالاخره اصل مطلب دستگيرت شد ... !

  

 

 

 

                        

دل من تـنها بـود ،

دل من هرزه نـبـود ...

دل من عادت داشـت ، که بمانـد يک جا

به کجا ؟!

به در خانه تو !

دل من عادت داشـت ،

که بمانـد آن جا ، پـشـت يک پرده تـوری

که تو هر روز آن را به کناری بزنی ...

دل من ساکن ديوار و دری ،

که تو هر روز از آن می گـذری .

دل من ساکن دستان تو بود

دل من گوشه يک باغـچه بـود

که تو هر روز به آن می نگری

راستی ، دل من را ديـدی ...؟!!

 

 

TinyPic image

 

                                            تا همدل من باشی ،

 مرا از فاصله باکی نيست ...

 لبخند تو اميدی دوباره است

 و گرمی دستان تو ، بهانه بودن من

 در اسارت زمان و لحظه ها

 با ياد تو به رهايی دلخـوشـم

و به نفس کشيدن و پویـیـدن

آری ، قصه من تلخ است اگر تو نباشی ...

 


نويسنده: .•* *•.گل رز ( M) .•* *•. مورخ: شنبه بیست و یکم مهر 1386
|+|
باغ من ... .

باغ من

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر ، با آن پوستين سرد نمناكش
 
باغ بي برگي
 
روز و شب تنهاست
با سكوت پاك غمناكش

 

 

ساز او باران ، سرودش باد
 
جامه اش شولاي عرياني ست
ور جز اينش جامه اي بايد
بافته بس شعله ي زر تا پودش باد
گو بريد ، يا نرويد ، هر چه در هر كجاكه خواهد
 
يا نمي خواهد
باغبانو رهگذاري نيست

باغ نوميدان
چشم در راه بهاري نيست
گر ز چشمش پرتو گرمي نمي تابد
ور به رويش برگ لبخندي
نمي رويد
باغ بي برگي كه مي گويد كه زيبا نيست ؟
داستان از ميوه هاي سر به گردونساي اينك خفته در تابوت
پست خاك مي گويد
باغ بي برگي
خنده اش خوني ست اشك آميز
 جاودان بر اسب يال افشان زردش مي چمد در آن
پادشاه فصلها ، پاييز

 اخوان ثالث

 

دوستم داشته باش !

دوستم داشته باش ، هـمانـگونه که من دوستـت دارم

بگذار فاصله من و تو کمتر از آنی باشد :

که می خواهـيـم و نمی توانـيـم

که می توانـيــم و نمی گـذارنــد !

بگذار ميان من و تو فاصله ای نـمـانــد

نه به خاطر خودت ،

و نه به خاطر من !

که به خاطر اين عـشـق دوسـتـم داشـتـه باش

بـيـش از آنی که من دوسـتـت دارم ...

 

زمان به من آموخت :

که دست دادن دلـیـل رفـاقـت نـیست  ،

بوسـیـدن قـول مانـدن نـیست ،

وعـشـق ورزیـدن :

ضمانت تـنها نـشـدن نـیست ...

 


نويسنده: .•* *•.گل رز ( M) .•* *•. مورخ: دوشنبه نهم مهر 1386
|+|
اگر من خورشید بودم ... .

 

 

اگر من خورشيد بودم

روزهايت را روشن مي کردم و

به هر طريقي عشق را تقديمت مي کردم

 

اگر من ماه بودم

من ستارگانم را به تو نشان مي دادم

و به توجايگاهت را در قلبم نشان مي دادم

 

اگر باران بودم

بارش عشق را بر روي تو مي ريزم

و تنها عشقم تو خواهي بود

 

اگر آسمان بودم

هميشه روشن مي ماندم

و هنگامي که تو با من هستي ابرهاي زندگي مرا کنار مي زني

 

اگر من يک مسير بودم

مسير قلبم را به تو نشان مي دادم

و اين جايي است که بايد براي هميشه بمونی

 

 

اینم لینک آهنگ جدید وبلاگ از محسن یگانه

محسن یگانه - ماه عسل(با کیفیت عالی)*

128MP3

Download


 

 


نويسنده: .•* *•.گل رز ( M) .•* *•. مورخ: چهارشنبه چهارم مهر 1386
|+|
یک روز زندگی ...

TinyPic image

دو روز مانده به پایان عمرش تازه فهمید که هیچ زندگی نکرده ...

تقویمش پر شده بود و تنها دو روز خط نخورده باقی مانده بود،پریشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت

تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد !

داد زد و بد و بیراه گفت ، خدا سکوت کرد .

آسمان و زمین را به هم ریخت ، خدا سکوت کرد .

جیغ زد و جار و جنجال به راه انداخت ، خدا سکوت کرد .

به پر و پای فرشته ها پیچید ، خدا سکوت کرد .

کفر گفت و سجاده دور انداخت ، خدا سکوت کرد .

دلش گرفت و با درماندگی به تلخی گریست و به سجده افتاد ...

خدا سکوتش را شکست و با مهربانی گفت : تمام روز را به بد و بیراه گفتن و جار و جنجال از دست دادی و

 یک روز دیگر هم رفت ، تنها یک روز از عمرت باقیست ،بیا و لااقل این یک روز را زندگی کن ...!

 لا به لای هق هق بی امان گریه اش گفت : اما خدایا فقط یک روز مانده ، در یک روز چه میتوان کرد ؟!

و خدا پاسخ داد : آنکه لذت یک روز زیستن را تجربه کند ، گویی هزار سال زیسته و آنکه امروزش را

درنمی یابد ، هزار سال هم به کارش نمی آید ...

و آنگاه سهم یک روز زندگی را در میان دستانش ریخت و گفت : حالا برو و زندگی کن !

او مات و مبهوت به زندگی نگاه کرد که در گودی دستانش میدرخشید ، اما میترسید که حرکت کند ، میترسید

راه برود و میترسید که زندگی از میان انگشتانش بلغزد و بریزد ...

ایستاد و به فکر فرو رفت سپس با خود گفت : وقتی فردایی ندارم ، نگه داشتن زندگی چه فایده ای دارد ؟!

پس بهتر است این یک مشت زندگی را مصرف کنم ...

آن وقت شروع به دویدن کرد و زندگی را به سر و روی خود پاشید و قدری از آن را بویید و نوشید ، و

ناگهان چنان به وجد آمد و خود را شاد و سبک یافت که ناباورانه دید میتواند تا ته دنیا بدود و میتواند پرواز 

کند و حتی از روی خورشید هم بگذرد ... !

او در آن یک روز آسمانخراشی بنا نکرد و زمینی را مالک نشد و هیچ پست و مقامی هم کسب نکرد !

اما در همان یک روز دست بر پوست درخت کشید و روی چمن خوابید و به کفش دوزکی خیره شد ...

سرش را بالا گرفت و آسمان و ابرها را دید و به همه سلام کرد، حتی به آنهایی که نمیشناختندش و برای

همه آنها از ته دل آرزوی خوشبختی و تندرستی و شادکامی کرد ...

او در همان یک روز ناقابل ، آشتی کرد ، خندید و سبک شد و بخشید ، عاشق شد و عبور کرد و در انتهای

غروب ، تمام شد ...

او همان یک روز را زندگی کرد ولی فرشته ها در تقویم خدا نوشتند :                    

امروز او درگذشت ، کسی که هزار سال زیسته بــــــــود ...

 

دوستت دارم ...                    

گل همیشه بهارم


نويسنده: .•* *•.گل رز ( M) .•* *•. مورخ: سه شنبه سوم مهر 1386
|+|
به تو مدیونم همیشه

آهنگ جدید و بسیار زیبای فرزاد فرزین به نام به تو مدیونم همیشه (تیتراژ برنامه کوله پشتی)


فرزاد فرزین - به تو مدیونم همیشه  

به تو مديونم هميشه، مگه مي شه بي تو باشم

از شبي که رو برومه، چه جوري بي تو رها شم؟

به تو مديونم هميشه مثل شب به صبح فردا

 مثل موج سرد تنها به نگاه ناز دريا

به تو مديونم هميشه منه خسته،منه بي روح

 مثل خاک سرد و تشنه به نوازش هاي بارون

به تو مي رسم دوباره زير رگبار ستاره

وقتي بارون نگاهت تو حريره شب مي باره

اگه پاياني نباشي واسه بغض و خستگي هام

چه جوري بر گردم  از اين جاده هاي بي سر انجام

تو خداي عاشق هايي به تو مديونم هميشه

وقتي اسمت رو مي يارم  نبض لحظه تازه مي شه

به تو مي رسم دوباره

 

اینم لینک دانلود که دوستان عزیز خواسته بودن

128MP3

Download



32WMA

Download


نويسنده: .•* *•.گل رز ( M) .•* *•. مورخ: دوشنبه دوم مهر 1386
|+|
مطالب پیشین

خداحافظ
گل عاشق
Valentine
از بس مهربونی تو
عشق من
. ... دوستت دارم چون
تولدت مبارککککک
قسم میدم به چشمات ... .
سلام
عروسک من

< < آموزش قالب كدجاوا> >