تبليغاتX

ღღღ.•* *•. تلاطم عشق .•* *•.ღღღ
درد و دل
آثار بجا مانده از گل رز
دوستان عزیزم
دوستان عاشق
موضوعات
خبر نامه:
جستجو گر:
آهنگ:
آمار وب:
كارت پستال روز:
لوگو دوستان
كدهاي جاوا
بهانه زنده بودنم

ای تنها بهانه برای زنده بودنم ، نفس کشیدنم

دوستت دارم

دوستت دارم و خواهم داشت ای که تو لایق این

دوست داشتنی

ای تو گل همیشه بهارم ، همیشه یارم ، همدم این دل تنهایم

دوستت دارم

عاشقت می مانم و خواهم ماند

و به خاطرت جانم را ، زندگی ام را ، فدایت می کنم ،

عزیزم

با تمام وجودم می گویم که دوستت دارم


نويسنده: .•* *•.گل رز ( M) .•* *•. مورخ: شنبه سی و یکم شهریور 1386
|+|
ای سرچشمه محبت .... .

 

ای سر چشمه محبت

ای عشق واقعی چگونه ستایشت کنم

در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است

چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری است

بگذار نامت را تکرار کنم نام زیبایت دلنشین است

چه داشته ای که این گونه مراطلسم کرده ای

من این گونه نبودم

تو عشق را با من اشنا کردی

تو هوای دلم را با طراوت کردی

زمانی که با تو هستم به اسمان بیکران پروازمی کنم

پس بدان دوستت دارم

 

 

 

 


نويسنده: .•* *•.گل رز ( M) .•* *•. مورخ: جمعه سی ام شهریور 1386
|+|
دیدار پنجم

 کاش يک شب تا سحر عاشق شويم

راز عشق پونه ها را بشنويم

 کاش دريا را کمي باور کنيم

 از شراب عشق لب را تر کنيم

 بارش احساس را معنا کنيم

سيب سرخ عشق را پيدا کنيم

  کاشکي خالي تر از پر مي شديم

يک زمان رنگ کبوتر مي شديم

کاشکي با عشق تنها مي شديم

 عاقبت درياي دريا مي شديم .

 

تقدیم به گل همیشه بهارم


نويسنده: .•* *•.گل رز ( M) .•* *•. مورخ: پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386
|+|
دیدار چهارم
 

این کتاب،هیچ شکی در ان نیست،راهنمای پرهیزکاران است.

میدونم بازم دیر شده خوب من

همیشه دیر میرسم ،چنان در خود و افکارم غرقم که همیشه دیر میرسم میترسم ،میترسم که ان هنگام که نور میاید باز هم من اخر از همه باشم...چه قدر دلخورم از خود ،دو روزی است که باز به مانند ابری پر بغض و خشمگین به این پوسته ی خالی میکوبم ولی جز خرد شدن خود چیزی نصیبم نمیشود. کاش همیشه میهمانت بودم تا بیشتر حواسم به کرده هایم بود مودب و رسمی .کاش همیشه میهمانت بودم  ...ولی تو معبودم همیشه حواست به همه چیز بوده چنان ماهرانه دستی از غیب برای کمک میفرستی که گویی خود این گره را باز کرده ام!و چه ناسپاسانه مغرور میشوم ...!

از اين جا
تا جايي كه تويي
                  قدم نمي رسد
دست دراز مي كنم
چيزي مي نويسم
          دريايي
                دلي
                     قابي
                        غمي
از بي نشان
             تا نشاني كه تويي
                         مرهم نمي رسد
در اين جا و اين دَم
                 رونقي نيست
عطشناك آنم
                آن دَم نمي رسد


نويسنده: .•* *•.گل رز ( M) .•* *•. مورخ: پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386
|+|
دیدار سوم

 قابل تو رو نداره

 

چی میشد اگه دروغ تو لحظه ما جا نداشت.............چی میشد اگه دورنگی هم دیگه معنا نداشت
کاش میشد واسه هوس رفاقتا رو نفروخت .....................کاش میشد صداقتو رو تن هر اینه دوخت
چرا ما ادما گاهی خیلی بد میشیم..................واسه راه همدیگه خواسته نا خواسته سد میشیم
جای مرهم واسه زخم عاشقا نمک میشیم.............هر کی با ما صادقه باهاش پر از کلک میشیم
دل خوشه هرکی شدیم تو زرد از اب دراومدش .............وقتی دلتنگی بیاد هیچکی نمیاد به دادش
?ندونستیم چرا وقتی نوبت ماست دیر میشه.............حرفای خوب واسه ما زخم زبون و تیر میشه
.شایدم ما ندونستیم زندگی چه شکلیه...................کی سر کاره کی نیست اصلا دنیا دسته کیه
ما به هرحال میپریم بی چشم و دل بی پرو بال...........ما به مشکی دلخوشیم دورنگیا رو بی خیال

زندگي صفحه يكتاي هنرمندي است
هر كسي نغمه خود خواند و از صفحه رود
صفحه پيوسته بجاست
خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد.


نويسنده: .•* *•.گل رز ( M) .•* *•. مورخ: پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386
|+|
دیدار دوم

عشق يعني سوختن يا ساختن
عشق يعني زندگي را باختن
عشق يعني انتظار و انتظار
عشق يعني هرچه بيني عکس يار
عشق يعني ديده بر در دوختن
عشق يعني در فراقش سوختن
عشق يعني لحظه هاي التهاب
عشق يعني لحظه هاي ناب ناب


نويسنده: .•* *•.گل رز ( M) .•* *•. مورخ: پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386
|+|
دیدار اول

تقدیم به تو

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،

شدم آن عاشق ديوانه كه بودم 

 

در نهانخانه ي جانم گل ياد تو درخشيد

باغ صد خاطره خنديد

عطر صد خاطره پيچيد

 

يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم

پرگشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم

ساعتي بر لب آن جوي نشستيم

تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت

من همه محو تماشاي نگاهت

 

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فرو ريخته در آب

شاخه ها دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

 

يادم آيد : تو به من گفتي :

از اين عشق حذر كن!

لحظه اي چند بر اين آب نظر كن

آب ، آئينه عشق گذران است

تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است

باش فردا ،‌ كه دلت با دگران است!

تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!

 

با تو گفتم :‌

"حذر از عشق؟

ندانم!

سفر از پيش تو؟‌

هرگز نتوانم!

روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد

چون كبوتر لب بام تو نشستم،

تو به من سنگ زدي من نه رميدم، نه گسستم "

باز گفتم كه: " تو صيادي و من آهوي دشتم

تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم

سفر از پيش تو هرگز نتوانم، نتوانم...!

 

اشكي ازشاخه فرو ريخت

مرغ شب ناله ي تلخي زد و بگريخت!

اشك در چشم تو لرزيد

ماه بر عشق تو خنديد،

يادم آيد كه از تو جوابي نشنيدم

پاي در دامن اندوه كشيدم

نگسستم ، نرميدم

 

رفت در ظلمت غم، آن شب و شب هاي دگر هم

نه گرفتي دگر از عاشق آزرده  خبر هم

نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم!

بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم

 

 


نويسنده: .•* *•.گل رز ( M) .•* *•. مورخ: پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386
|+|
مطالب پیشین

خداحافظ
گل عاشق
Valentine
از بس مهربونی تو
عشق من
. ... دوستت دارم چون
تولدت مبارککککک
قسم میدم به چشمات ... .
سلام
عروسک من

< < آموزش قالب كدجاوا> >